زبانحال امام محمد باقر علیهالسلام قبل از شهادت
کربلا؛ کربوبلا را با دو چشمم دیدهام ابـتـدا تا انـتـهـا را با دو چـشمـم دیدهام بغض بود و اهل خیمه چشم در چشم رباب گریههای بیصدا را با دو چشمم دیدهام من خودم گهواره جنبان علی اصغر شدم تـشنـگی بچـههـا را با دو چشمم دیدهام یک عمویم شد صدو ده تا عمو ای وای من پیـکـر بیـن عـبـا را با دو چشمم دیدهام کشتۀ عـطشانمان را یک نفر آبی نداد کـوفـیـان بیوفـا را با دو چـشمم دیدهام کاش اصلا کـور بودم تا نـمیدیدم ولی من ذبـیحاً بِالـقَـفا را با دو چشمم دیدهام پیرمرد و نوجوان با هرچه میشد میزدند نیزه و چوب و عصا را با دو چشمم دیدهام روضۀ سنگـین ما در کـربـلا تنها نبود سختتر از نینوا را با دو چشمم دیدهام نه فقط در کـربـلا؛ در مجلس ابن زیاد شمر اهل ناسـزا را با دو چشمم دیدهام نیمهشب از سوز تاول هیچکس خوابش نبرد زخم روی دست و پا را با دو چشمم دیدهام "صد پسر در خون بغلطد" غم نبیند دختری طفل محتاج عصا را با دو چشمم دیدهام روضۀ بزم شراب آخـر شهـیدم میکند خـیزران بیحـیا را با دو چـشمم دیدهام یک طرف جام شراب و یک طرف رأس الحسین سـفـرۀ شـام بـلا را با دو چـشمم دیدهام |